تعداد بازدید : 2100 - تاریخ خبر : شنبه 1 خرداد 1400 - 11:54  
مکتب تربیتی شهید مطهری، توجه به استعدادها و شکوفایی آن است

در سومین پنل از همایش علمی «حکمت مطهر» اندیشه‌های شهید مطهری درباره مقوله هنر و نگاه خاص او به سینما مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه صدا و سیما؛ در دومین روز از همایش «حکمت مطهر» که به همت دانشگاه صدا و سیما برگزار شد، اساتید دانشگاه و پژوهشگران مقالات خود را ارائه دادند. این پنل با مدیریت دکتر هادی ابراهیمی برگزار شد.
دکتر احمد سفلایی، عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما به عنوان اولین ارائه دهنده این پنل علمی تخصصی مقاله خود با عنوان «بررسی ویژگی‌های تعلیم و تربیت اسلامی در کتاب «داستان و راستان شهید مطهری» را ارائه کرد. وی در ابتدای صحبت‌های گفت: در این مقاله می‌خواهیم بررسی کنیم که مقوله مهم تعلیم و تربیت از منظر شهید مطهری چگونه بوده و دارای چه ابعادی است. به همین منظور کتاب «داستان راستان» او که در آن نمونه‌های عالی از اندیشه‌های شهید مطهری در باب تعلیم و تربیت بیان شده، انتخاب شده است.
دکترسفلایی در مقدمه‌ای به اندیشه‌های دیگر متفکرین در موضوع تعلیم و تربیت اشاره کرد و گفت: تمام متفکران دینی که در زمینه تعلیم و تربیت کار کردند این مقوله را زمینه‌ساز ایجاد جامعه بشری مطلوب و اعتلای معنوی انسان می‌دانند. به همین دلیل بسیاری از صاحب نظران دینی سعی کردند با توسعه و بهبود روش‌های دینی مبتنی بر اخلاق آن را مثمر ثمر کنند. در این زمینه اظهارنظرهای مختلفی صورت گرفته و در مکاتب مختلف، رویکردهای متنوعی از تعلیم و تربیت اسلامی ارائه شده است.
وی بیان داشت: با توجه به مطالعاتی که داشتم، 11 ویژگی از آرا متفکرین مختلف جمع‌بندی شده است که مهم‌ترین آنها را می‌توان در اندیشه‌های متفکرین بزرگ استخراج کرد؛ برای مثال سقراط معتقد بود که تعلیم و تربیت مهم‌ترین اصل برای ساخت روح انسان است؛ او معتقد بود از طریق گفت‌وگو می‌توان تعلیم و تربیت را به بهترین نحو رقم زد. افلاطون معتقد بود که باید استعدادهای برتر کشف شده و برای هدایت جامعه تربیت شوند. ساندرا کاستین به عنوان اولین نظریه‌پرداز مهم مسیحی که ایده‌های مذهبی را مطرح کرد معتقد بود که تعلیم و تربیت کمک به انسان برای دستیابی به سعادت ابدی است و سعادت ابدی از طریق دستیابی به حقیقت رخ خواهد داد.
این پژوهشگر و استاد دانشگاه اضافه کرد: جان دیویی که میانه‌رو بین فلاسفه قدیم و اندیشمندان جدید است معتقد به فطرت نبود و می‌گفت که برای همه مردم این امکان وجود دارد که به تعالی رسیده و پیشرفت کنند. دیگر اندیشمندان نیز نظریات دیگری داشتند. برای مثال عده‌ای از آنان معتقدند که افراد برای خوشبختی و شهروند خوب بودن باید آموزش ببینند و تعلیم و تربیت به معنای آماده کردن افراد برای این مدل زندگی است.
او با اشاره به نظریات اندیشمندان اسلامی در موضوع تعلیم و تربیت گفت: در میان اندیشمندان اسلامی نیز نظرات متعددی درباره تعلیم و تربیت بیان شده است. برای مثال فارابی بحث فطرت را مطرح کرده و معتقد است که خوی نیک و بد بالفطره در انسان وجود دارد اما با تکرار عادات خوب این ویژگی‌ها تبدیل به بالفعل می‌شود. یکی دیگر از نکاتی که فارابی مطرح می‌کند این است که تخیل مثالی، مثال‌زدن‌ها و استعاره‌ها برای بهبود تعلیم و تربیت افراد مهم است. او می‌گوید که تعلیم و تربیت خاص کودکان نیست و بزرگسالان نیز باید در فضای تعلیم و تربیت قرار گیرند.
وی تاکید کرد: برهمین اساس می‌توان این نظرات را به صورت کلی چنین جمع‌بندی کرد که تربیت 2 درجه دارد؛ هم از نظر اخلاقی و رفتاری و هم از نظر روحی و شناختی. تربیت اخلاقی نمود عینی دارد و تربیت روحی نمود درونی دارد. این موضوع از نظر فلاسفه عالی‌ترین تربیت است. هم‌چنین بسیاری از آنان به روح تاکید کرده و معتقدند که باید از این بخش استفاده شده و ضمن شکوفایی استعدادها به کمال غایی انسان حرکت کرد. نکته مهم دیگر شان معلم و کسی است که براساس دانش و رفتار حسنه خود می‌تواند متعلم را به بهترین وجه تربیت کرده و به شکوفایی استعدادها برساند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما؛ با اشاره به نظریات شهید مطهری گفت: نظریه شهید مطهری درباره تعلیم و تربیت دو ویژگی اصلی دارد؛ یکی اینکه بین همه انسان‌ها یک ویژگی مشترک وجود دارد و دوم اینکه یک سری استعدادهای خاص در انسان وجود دارد که باید به بهترین نحو از آن استفاده کرد. بنابراین مکتب جامع تعلیم و تربیت از منظر شهید مطهری مکتبی است که به هر دو گونه استعداد توجه کرده و آنها را شکوفا می‌کند. در این مکتب، روح بعد عالی انسان به شمار رفته و تعلیم و تربیت را برای تعالی روح و شکوفایی استعدادهای معنوی انسان مهم می‌داند.
وی 5 ویژگی اساسی تعلیم و تربیت از منظر شهید مطهری را معرفی کرد و گفت: در این مقاله، 5 ویژگی اصلی تعلیم و تربیت از منظر استاد مطهری استخراج شده است؛ اولی پرورش فکر و اندیشه، دومی پرورش استعدادهای نهفته، سومی توجه به موضوعات اخلاقی و نفسانی افراد است که در اثر آموزش صحیح به وجود می‌آید. رکن چهارم، احقاق کمال غایی آدمی است که شهید مطهری کمال غایی را در عبادت می‌بیند. اینکه هیچ کس از یاد و ذکر خداوند غافل نباشد. در نهایت رکن پنجم نیز ایجاد برنامه دقیق برای تربیت انسان است. انسانی که می‌تواند به ساخت بهتر جامعه کمک کند.
او در بخش پایانی صحبت‌های خود ضمن جمع‌بندی موضوعات ارائه شده گفت: به نظرم شهید مطهری با اشراف دقیق بر نظریات گذشتگان از افلاطون و سقراط گرفته تا ملاصدرا و فارابی بخش‌های اساسی نظرات آنها را استخراج کرده و در کتاب «داستان راستان» معرفی کرده است. این ویژگی‌ها در داستان‌های مختلفی که در کتاب «داستان راستان» آمده مشهود است. اهمیت این کتاب به عنوان یک منبع تربیتی مشهود بوده و جای خالی نگارش کتاب‌هایی از این دست بسیار احساس می‌شود. برخلاف دیدگاهی که در بین عوام جا افتاده است، شهید مطهری در هیچ جای کتاب نمی‌گوید که این کتاب برای کودکان نوشته شده است. عمده موضوعات این کتاب مربوط به بزرگسالان می‌شود.
جوامعی که خود را با آینده سازگار نکردند، دچار فروپاشی شدند
دکتر جهاندار امیری دیگر پژوهشگری بود که مقاله خود را با عنوان «نگاهی آینده‌پژوهانه به آینده تمدن اسلامی ایرانی برپایه آرا شهید مطهری» ارائه کرد. او با اشاره به تعریف آینده پژوهی گفت: آینده‌پژوهی تفکر سامان‌مند درباره آینده‌های بدیل است و هدف آن رفع ابهام از آینده و افزایش کنترل بر آن است. در آینده‌پژوهی ادعای پیشگویی وجود ندارد، اما می‌توان گفت که تمدن‌ها و جوامعی که خود را با آینده سازگار نکردند، بیشتر و راحت‌تر دچار فروپاشی شدند.
وی اضافه کرد: در آینده‌پژوهی پیشران‌هایی داریم که ایجاد تصاویر مطلوب، برنامه‌ریزی براساس آرمان‌ها، مقاصد، آرزوها و ... را دارد. اگر به شکل خلاقانه به ساخت آینده مطلوب باندیشیم و فقط دنبال کشف و نگرش نباشیم دست به آینده نگاری زده‌ایم. بین این دو مفهوم ارتباط معنایی و محتوایی نزدیکی وجود دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما؛ ضمن اشاره به اندیشه‌های شهید مطهری در موضوع آینده پژوهی گفت: برای آینده پژوهی تمدن کنونی اسلامی و ایرانی از منظر شهید مطهری می‌توان این سوال را مطرح کرد که تمدن اسلامی چه ارتباطی با نقد تمدن غرب دارد؟ در پاسخ باید گفت که تمدن غربی تنها رقیب تمدن اسلامی است، هم‌چنین تفکر تبلیغ تمدن غربی بین روشنفکران ایرانی و اسلامی از گذشته وجود داشته و امری غیرقابل انکار است. نوع نگاه شهید مطهری به تمدن غربی با روشنفکرها متفاوت است. او با عنوان چگونگی تمدن اسلامی با تمدن غرب به این موضوع پرداخته است. اگر چه او نگاه نقادانه عمیقی به تمدن مدرن غربی دارد اما پیشرفت آن را در زمینه‌های دانش و فناوری می‌پذیرد. او معتقد است علیرغم این تمدن پیشینه‌های منفی به ویژه در موضوعات اخلاقی دارد اما یک کل جدایی‌ناپذیر نیست و می‌توان جنبه‌های مثبت و منفی آن را از یکدیگر تفکیک کرد.
دکترامیری تمدن نوین اسلامی را از منظر شهید مطهری تعریف کرد و گفت: شهید مطهری در نقد تمدن غربی معتقد است که عامل اصلی توسعه و تمدن، دو نیاز اولیه و ثانویه است. به زعم ایشان تمدن جدید به نیازهای اولیه که نیازهای مادی نظیر خوراک و پوشاک است بیشتر نسبت به نیازهای ثانویه که نیازهای معنوی است توجه کرده و به همین دلیل فساد اخلاقی در این کشورها ترویج دارد. مورد دیگر که شهید مطهری در نقد تمدن کنونی به کار می‌برد، فقدان معنویت است. او فقدان معنویت را بزرگترین بحران تمدن کنونی می‌داند. این بحران همان چیزی است که نیچه با عنوان «خدا مرده‌ است» از آن یاد می‌کند. بنده معتقدم که تمدن مدرن جنگ بشر با خداوند است. از نظر شهید مطهری، بحران معنویت بزرگتر از بحران اقتصادی و سیاسی است که در جوامع غربی دیده می‌شود. پرونده انسان مدرن قابل تمجید نیست. فرقی بین بعد معنوی این انسان با گیاه و حیوانات وجود ندارد و بعد اصلی او همان بعد مادی است. از نظر شهید مطهری این موضوع آخرین ضربه‌ای بود که بر پیکره انسانیت وارد شد.
وی خاطرنشان کرد: شهید مطهری فراموش شدن عدالت اجتماعی را یکی از مهم‌ترین آسیب‌ها می‌داند. ایشان این موضوع را دقیق تشخیص داده است. متاسفانه اکنون نوعی اشرافی‌گری و اختلاف طبقاتی بر جامعه حاکم شده است. شهید مطهری معتقد است که جمهوری اسلامی نباید به سمت بستن افکار و ایجاد محدودیت در این زمینه پیش برود. دور شدن از معنویت، نفوذ اندیشه‌های بیگانه، عدم توجه به استقلال و نفوذ فرصت طلبان از جمله دیگر نقدهایی است که شهید مطهری در این حوزه مطرح می‌کنند.
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما با ارائه راهکارهایی گفت: شهید مطهری معتقد است که سابقه استقرار تمدن اسلامی داشتیم. در دورانی که مغرب زمین در خواب فرو رفته بود، جهان اسلام تمدنی بزرگ و باشکوه داشت. ایشان بازگشت به اسلام و ضرورت دین شناسی را مطرح می‌کند. ایشان صحبت از احیای اسلام می‌کند، البته نه مثل فلاسفه مسیحی بلکه از منظری جدید. اسلام احیاشده شهید مطهری برمبنای اسلام فقاهتی و حوزوی و البته تطبیق یافته بر شرایط مدرن است. ایشان عامل عقب‌ماندگی ما را شناخت دقیق‌ ما از اسلام می‌داند. هویت و شناسنامه تمدنی ما هویت فرهنگی‌مان است.
دکتر امیری در پایان صحبت‌های خود گفت: مولفه‌هایی که شهید مطهری از نگاه آینده‌پژوهانه برای تمدن اسلامی دریافت کرده است، احیا و بازسازی تمدن ایرانی اسلامی به شیوه‌ای سزاوار برای جامعه ایران است. هدف و مسیر آن مشخص است و آن هم بازگشت به آموزه‌های اسلام واقعی و زدودن زنگار از چهره دین است. به نظرم تحقق تمدن اسلامی از نگاه شهید مطهری امری صعب و سهل است، چرا که رقم زدن آینده تمدنی شایسته جامعه اسلامی به عملکرد و رفتار تک تک دولتمردان و رهبران بستگی دارد.
در بخش دیگری از این جلسه، دکتر سیدمحمدمهدی موسوی مهر، عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما مقاله خود با عنوان «گفتمان انقلاب اسلامی در تلقی شهید مطهری از انقلاب» را ارائه کرد.
دکتر موسوی مهر بیان داشت: آقای رشاد روز گذشته فرمودند که شهید مطهری فیلسوف آینده است. این صحبت واقعا درست است و ایشان فیلسوفی زنده است. وقتی نظرات و آثار ایشان را می‌خوانید می‌بینید که این تفکرات کاملا زنده و متعلق به آینده است. این موضوع در حالی است که ایشان این صحبت‌ها را در سال 1358 مطرح کرده‌اند اما تا این روزها هم کاربرد دارد. گویا که ایشان زنده‌اند و با ما صحبت می‌کنند.


دکترموسوی مهر با اشاره به پژوهش خود گفت: در این مقاله با روش اسنادی و با مروری بر آثار استاد مطهری، آینده انقلاب اسلامی، حکمت‌ها و اندرزها و ... را از منظر ایشان بررسی کرده و نگاه او به فلسفه سیاست و موضوع انقلاب اسلامی را روایت کردیم.
رئیس دانشکده دین و رسانه قم؛ ضمن تعریف انقلاب از منظر شهید مطهری گفت: در تعریف انقلاب، شهید مطهری معنایش را پشت و رو شدن گذاشتند و در تعریفی دقیق‌تر تغییر نظام سیاسی را بیان کردند. وقتی که مولفه‌های انقلاب را بیان می‌کنند، به 4 عنصر اشاره دارند؛ نارضایتی، انکار وضع موجود، تغییر درونی و ابزار موجود. ایشان انقلاب را شامل دو بعد فردی و اجتماعی می‌دانند که البته بعد فردی را بسیار مهم‌تر از جنبه اجتماعی می‌دانند. از منظر فردی، انقلاب را طغیان علیه خویشتن معنا می‌کنند. در بعد اجتماعی نیز اشاره دارند که انقلاب دارای اهداف مادی و معنوی است. ایشان ماهیت انقلاب اسلامی را معنویِ دینی، سیاسی و اجتماعی می‌دانند. ایشان معتقدند که تفاوت بزرگ انقلاب اسلامی با دیگر انقلاب‌های امپریالیسم در این است که انقلاب اسلامی دارای جنبه‌های همه‌جانبه اسلامی است. این مولفه‌ها را در آثار شهید مطهری به عنوان نهضت می‌شناسیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما خاطرنشان کرد: از نظر شهید مطهری، تحلیل انقلاب اسلامی ضرورت دارد چرا که انقلاب اسلامی دارای نهضت عمیقی است که دائما باید مورد توجه قرار گیرد. هم‌چنین پیدایش آن با سایر انقلاب‌ها دارای تفاوت‌های جدی است.
وی اندیشه‌های شهید مطهری در موضوع انقلاب اسلامی را معرفی کرد و گفت: ایشان 9 مورد را برای رخداد انقلاب اسلامی بیان می‌کنند؛ از مهم‌ترین آنها می‌توان به استعمار و استبداد، تبعیض و انشقاق، تسلط نامسلمانان بر سرنوشت مردم، تاکید نظام پهلوی بر کشف حجاب و ... اشاره کرد. جالب است که یکی از علل مهم که شهید مطهری برای وقوع انقلاب اسلامی برمی‌شمرند، مبارزه پهلوی با زبان و ادبیات فارسی است. هم‌چنین ایشان عامل دیگری به نام دوری ایران از سایر کشورهای اسلامی به ویژه فلسطین را بسیار مهم می‌دانند. یکی از ویژگی‌های نظری آثار شهید مطهری در باب انقلاب اسلامی تاکید و توجه بر نقش رهبری است. ویژگی رهبری از منظر ایشان این است که اولا اسلام‌شناس باشد و دوما آگاه به زمانه باشد. هم‌چنین رهبر باید دارای سه شرط سلبی نیز باشد.
دکتر موسوی مهر اضافه کرد: از منظر شهید مطهری وضعیت آینده انقلاب اسلامی بسیار بسیار امیدوارکننده است. این انقلاب می‌تواند الهام بخش‌ باشد و آثار زیادی در جهان داشته باشد. ایشان معتقدند که در آینده انقلاب اسلامی باید تکلیف دو موضوع آزادی و استقلال را خیلی دقیق مشخص کرد. جالب است، امروز که بیش از 40 سال از شهادت استاد مطهری می‌گذرد هنوز هم این دو موضوع مهم‌ترین مقوله جمهوری اسلامی است. دقت داشته باشید که شهید مطهری انقلاب اسلامی را صرف یک انقلاب اجتماعی و سیاسی نمی‌بیند و افق دید بسیار گسترده‌تری دارد. نکته دیگر اینکه اظهارات و اندیشه‌های شهید مطهری هنوز هم می‌تواند پاسخگوی مشکلات انقلاب اسلامی باشد و اگر اشاره شد که ایشان فیلسوف آینده است کاملا صحیح و درست است.
دکتر بشیر سلیمی آخرین پژوهشگری بود که در این پنل تخصصی مقاله خود با عنوان «واکاوی مضامین هنر اخلاق مدار در اندیشه شهید مطهری و سینمای برگمان» را ارائه کرد.
دکتر سلیمی در ابتدای صحبت‌های خود ضمن تبیین موضوع بحث گفت: به نظرم یکی از چیزهایی که جایش خالی است، تبیین جدید پست مدرن و مدرن از هنر و مناسبات آن با قرآن است. قبلا موضوعی شبیه به این را درباره علامه جعفری کار کردم و دوست داشتم شهید مطهری را از مقوله هنر بشناسم. از مجموع 28-29 جلد کتابی که از شهید مطهری چاپ شده است به 20 کتاب آن استناد کردم. هم‌چنین به 15 کتاب لاتین نیز اشاره شده و 4 فیلم را سکانس به سکانس مورد بررسی قرار دادم.
دکتر سلیمی به دسته‌بندی هنر از منظر شهید مطهری اشاره کرد و گفت: با دسته‌بندی که در موضوع هنر داشتیم به هنر متعالی و غیرمتعالی رسیدیم. در هنر متعالی متوجه شدیم که شهید مطهری از ادبیات کلاسیک جهان مانند کارهای داستایوفسکی، تولستوی و ... استفاده کرده و استشهاداتی در تبیین دین از آنها آورده است. سوال ما این بود که آیا شهید مطهری سینما رفته است؟ به این رسیدیم که ایشان سینمای پیش از انقلاب را تاکید نمی‌کرده چرا که معتقد بوده که از اصول اخلاقی فاصله گرفته است اما در جایی که متوجه می‌شود سینما اخلاقیات را نشانه گرفته است، وارد می‌شود. شهید مطهری در کنار سینمای متعالی، سینمای غیرمتعالی را نیز به نقد می‌کشد. همانطور که علامه جعفری مکتب کوچ‌گرایی صادق هدایت را نقد می‌کند، شهید مطهری نیز نقدهای زیادی را به صادق هدایت و تفکرات او دارد. شهید مطهری معتقد است که افراد زیادی با تاثیرپذیری از افکار صادق هدایت میل به خودکشی پیدا کردند. شهید مطهری می‌داند که خواندن یک کتاب عاملی برای خودکشی نیست اما به عنوان یک عامل تاثیرگذار در اخلاق جوانان تاثیر داشته است.
دکترسلیمی با اشاره به فیلم «توت فرنگی‌های وحشی» اثر برگمان گفت: یکی از فیلم‌هایی که برگمان دارد توت‌فرنگی‌های وحشی است. در روزگاری که همه تلاش دارند تصویری مانند کالای جنسی از زن ارائه دهند، در این فیلم می‌بینید که هیچ مساله اروتیکی وجود ندارد. پدر در تلاش است که عروس را به زندگی برگرداند و مانع از طلاق که یکی از تبعات جهان مدرن است، شود. یکی از صحنه‌های جذاب فیلم جایی است که پدر به دیدار مادر رفته و در اوج ادب و متانت دستان او را بوس می‌کند. یکی دیگر از چیزهایی که در سینمای برگمان وجود دارد، مساله مرگ و مرگ اندیشی است. طبیعی است که مرگ در اندیشه برگمان به معنای پوچی و پایان راه نیست بلکه مرگ در سینمای او چیزی است که انسان را به بیداری و آگاهی یادآوری می‌کند.
وی اضافه کرد: با بررسی آثار شهید مطهری و برگمان نتیجه‌ای که گرفتم این است که برگمان درصدد است تا خداشناسی نابی را به دور از آوای کلیسا به مخاطبان ارائه دهد. زن در سینمای برگمان در عشق بی‌قید و بند قرار ندارد. مطهری نیز در سینما به دنبال پایبندی به خانواده است. فیلم توت‌فرنگی‌های وحشی به عنوان یک مطالعه موردی در پژوهش ما دیده می‌شود. مطهری در نقد سینما و هنر کوچ‌گرا افکار صادق هدایت را مورد خدشه قرار می‌دهد و در نقطه مقابل امید و هدفمندی را به جامعه تزریق می‌کند. سینمای برگمان جایی است که آسیب‌های دنیای مدرن به چالش کشیده شده و نمونه آن احترام به بزرگترها به ویژه پدر و مادر است.
این پژوهشگر در انتهای سخنان خود ضمن پاسخ به یک شبهه درباره شهید مطهری گفت: شبهه‌ای در مورد شهید مطهری در دانشگاه‌های ما مطرح شده و آن هم این است که او به چالش‌های عصر جدید نپرداخته و اگر هم پرداخته است، توجیه‌گر و متکلم است. ما این موضوع را نقد کردیم و نشان دادیم که شهید مطهری پیش از آنکه متکلم باشد آزاداندیش است و از دین دفاع می‌کند.

امتیاز شما