تاریخ خبر:‌سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸ - بازدید:‌۲۱۹۴
سلبریتیسم، تهدید یا فرصت ؟

نشست علمی سلبریتیسم و فرهنگ شهرت، به همت جامعه رسانه اسلامی دانشگاه صدا و سیما روز دوشنبه 11 آذرماه در سالن ورکشاپ دانشگاه برگزار شد و اعضای نشست در آن به ارائه دیدگاه‌های مختلف پرداختند.

گزارش روابط عمومی دانشگاه صدا و سیما، در نشست علمی سلبریتیسم و فرهنگ شهرت که به همت جامعه رسانه اسلامی دانشگاه صدا و سیما روز دوشنبه 11 آذرماه در سالن ورکشاپ دانشگاه برگزار شد، نادر جعفری عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق علیه السلام به ارائه دیدگاه خود درباره این پدیده پرداخت.
به عقیده او: این روز ها با کمپین‌های پر حاشیه ای که در فضای رسانه‌های اجتماعی له و علیه سلبریتی‌ها وجود دارد صحبت کردن درباره این موضوع در واقع پرداختن به حاشیه‌ها است. به نفع سلبریتی‌ها صحبت کردن خلاف مد است و مد کوبیدن سلبریتی‌ها تازگی ندارد ما در رویکرد با هر پدیده ای همواره رویکرد مقاومتی داشته ایم سلبریتی‌ها و فرهنگ شهرت بیش از سایر پدیده‌ها جامعه ما را به جان ما انداخته است و این در حالی است که افراد همین مردم کشور خودمان هستند .
می توان با نظریه‌های حوزه علوم اجتماعی این پدیده را نقد کرد اما نگاه من از دیدگاه ایجاب است زیرا وضعیتی که اکنون با آن مواجه هستیم را به دید یک مشکل نمی‌بینم به نظر من امروز باید از این پدیده به گونه ای بهره ببریم و بتوانیم آن را به نفع خود به کار بگیریم.
وی با اشاره به روایت عادل فردوسی پور در برنامه 90 از شهید حججی، گفت: عادل فردوسی پور چیزی را بیان کرد که در سایر رسانه‌ها نیز بیان شده بود اما شنیدن عزت نفس شهید حججی از زبان عادل فردوسی پور تاثیر بسزایی در این حوزه داشت که این قدرت سلبریتی‌ها را نشان می دهد.
ما با این پدیده به عنوان پدیده دوران مدرن مواجهیم، اینکه خودمان را در برابر این پدیده ایزوله کنیم نا ممکن است و نمی توانیم این پدیده را نادیده بگیریم بایستی مدیران فرهنگی و رسانه ای بدانند سلبریستیسم واقعیت اجتماعی است و ما باید تلاش کنیم ضمن درک بهتر این واقعیت اجتماعی، بتوانیم همچون بسیاری دیگر پدیده‌های اجتماعی نوین آن را مدیریت کنیم از آن کمک بگیریم و از نیروی اجتماعی و بسیج اجتماعی که این پدیده امکان آن را فراهم کرده است استفاده کنیم.
می توان با رویکرد کارکردگرایانه به این موضوع نگاه کرد، از زاویه سیاست گذاری فرهنگی با کمک نظریه‌های این حوزه می توانیم زمینه ای را فراهم کنیم که بتوان به سلبریتی‌ها به عنوان سرمایه نمادین جامعه نگاه کرد.
سلبریتی‌ها به مرحله ای از شهرت فراگیر رسیده اند از این رو می توانند به عنوان سرمایه نمادین جامعه ما مطرح شوند و ما میتوانیم از این فرصت استفاده کنیم.
باید زاویه دیدمان به این موضوع را تغییر دهیم این موضوع نباید به عنوان تهدید صرف باشد، تا زمانی که با نگاه تهدید آمیز به این پدیده بنگریم راه حل ها را نیز صرفا به عنوان توجیه میبینیم، امنیت جامعه مدرن از طریق اجتماعی شدن آن ایجاد می‌شود، در فضای فعلی نمی توانیم جامعه را یک صدایی ببینیم، اتفاقا اگر بتوانیم در جامعه ای که سلبریتی‌های تاپ آن بیش از یک میلیون نفر فالوئر دارند فرهنگ سازی کردن بر ماندگاری دیدگاه‌ها استوار است در غیر اینصورت با امنیت گورستانی می توان همه صدا ها فیلتر کرد.
سلبریتی‌ها را در سیاست گذاری فرهنگی جامعه درگیر کنیم
هنر ما این است که در همین جامعه از همین فرصت ها استفاده کنیم و به عنوان نمونه با کمک سلبریتی‌هایی همچون اتفاقی که جواد رضویان در برنامه عصر جدید رقم زد، به جامعه مفاهیمی همچون خدا باوری، احترام به والدین و .. را بیاموزیم، شنیدن جمله " تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی افتد " از زبان جواد رضویان در برنامه عصر جدید تاثیر گذاری چند برابر از بیان این جمله در همه کتب درسی داشت، اگر سلبریتی می تواند معارف را به زبان ساده بیان کند ایرادی ندارد و مخاطب آن قدر منفعل نیست که جای معارف را با شخص سلبریتی عوض کند، کافی است زاویه نگاهمان را پذیرش و ایجابی کنیم.
ظرفیت اینکه راجع به یک مسئله عمومی‌کشورهمچون کودکان کار، موسیقی خوب و صحیح برای نوجوانان، توسط یکی سلبریتی گفته شود نیازی به زیر ساخت خاصی ندارد کافی است بتوانیم سلبریتی را پیدا کنیم که این مسائل برای او دغدغه باشد، چطور می توانیم مسئله کتاب خوانی را بهتر از سروش صحت در برنامه کتاب باز به مردم نشان دهیم.
باید از هوشمندی ارتباطی این سلبریتی‌ها استفاده کنیم، برای آرمان استقلال فلسطین تا کنون هزینه‌های زیادی کرده ایم، زین مالک در گروه وان دایرکشن با هشتگ هایی که ایجاد کرده است پای این موضوع ایستاده است همچنین راجر واترز عضو گروه پینک فلوید با دیواری از فلسطین عکس دارد، آلبوم جدید کلد پلی به زبان فارسی با شعر بنی آدم اعضای یکدیگرند منتشر شده است، کافی است هوشمند باشیم تا هوشمندی سلبریتی‌ها را بشناسیم.
سیاست گذاری فرهنگی به معنای مشارکت افراد در سیاست های فرهنگی کشور است، چرخه سیاست فرهنگی تولید توزیع مصرف و بازنمایی است، سلبریتی قرار نیست برای مسائل ما راه حل ارائه دهد بلکه قرار است برخی از مسائل را برجسته کند، باید زمینه ای را فراهم کنیم تا سلبریتی‌ها بتوانند در همان فضایی که آن را بلد هستند برای برجسته سازی مسائل فعالیت کنند، سلبریتی‌ها هرگز بدون دوربین فعالیت انسان دوستانه نمی‌کنند، این کار در واقع روشی برای جذب فالوئر است، باید سلبریتی‌ها را در فضای عمومی سیاست فرهنگی بازی داد اما از ظرفیت خودشان استفاده کرد.
همچنین احسان شاه قاسمی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در این نشست ابتدا به ارائه تاریخچه ای از فرهنگ شهرت پرداخت و گفت:
به طور کلی تصور ما این است که شهرت پدیده ای متعلق به نیمه دوم سده نوزدهم است، زیرا با اختراع موتور بخار در این دوره نیروی عضله جای خود را به نیروی ماشین داد، همچنین با اختراع موتور بخار ساخت کاغذ با کیفیت نازک و ارزان رونق یافت و قیمت روزنامه‌ها کاهش یافت، وضعیت اقتصادی جامعه نیز بهبود یافت.
انفجاری در استعمار گری نیز ایجاد شد، مواد خام از شرق به غرب برده می‌شد و به صورت کالای تولید شده برای مصرف به شرق بازگشت داده می‌شد، در 1830 تلگراف درست شد و برای اولین بار بشر توانست با فواصل دور ارتباط بر قرار کنند، همچنین به دلیل پیچیده تر شدن دستگاه‌ها و تکنولوژی‌ها کارگران نمی توانستند همه کارها را انجام دهند و مهندسان توانستند درخواست حقوق و مزایای بیشتری بدهند.
به همین ترتیب طبقه ای از جامعه ایجاد شد که علاوه بر وقت اضافه، پول کافی برای هزینه کردن نیز داشتند و نظام سرمایه داری همواره رهکاری برای خرج کردن این پول به افراد خواهد داد و افراد همواره به پول بیشتری نیاز خواهند داشت، این‌ها روایت مسلط شروع فرهنگ شهرت است.
برخی معتقدند فرهنگ شهرت از صد سال پیش از این شروع شده است، عده دیگری نیز تاریخ شهرت را به سده شانزدهم و هفدهم نسبت می دهند زیرا با ورود برخی خانم ها به صحنه تئاتر، این افراد طرفدارانی داشتند که برای دیدن برنامه‌های آنان به تماشای تئاتر می رفتند.
همچنین قدیسان چند صد سال پیش از این در قرون وسطی را می توان سلبریتی به شمار آورد، حتی استخوان‌های این قدیسان در آن زمان به فروش می رفت و مردم به آن تبرک می جستد.
در سال 1957 سی رایت میلز کتاب نخبگان قدرت را نوشت و چند سال بعد از آن مقاله ای با عنوان نخبگان بی قدرت منتشر شد که در آن از نخبگانی صحبت می‌شد که به دلیل نداشتن جایگاه سیاسی قدرتی نیز ندارند، اما امروز می دانیم که سلبریتی‌ها بسیار قدرتمند هستند.، در واقع اشکال اصلی از فرهنگ طرفداری است، من نیز بیش از آنکه سلبریتی‌ها را نقد کنم، منتقد رفتار فالوئرهای این افراد هستم.
ما از سلبریتی‌ها پیروی می‌کنیم و در بزنگاه‌ها از آن‌ها انتقام میگیریم ما به صورت نیابتی از زندگی سلبریتی‌ها لذت میبریم و تصور می‌کنیم که این افراد بخشی از ما هستند، اما زمانی که این افراد زمین می خورند ما محکم تر از همه او را زمین میزنیم زیرا در تمام این زمان‌ها نفرت در وجود خودمان جمع کرده ایم.
من منکر استفاده‌های خوبی که می توان از سلبریتی‌ها کرد نیستم، مداخله سلبریتی‌ها در بسیاری از موارد اثرات مثبتی داشته است، فرهنگ شهرت را نمی توان حذف کرد، و موارد عجیب تری از این فرهنگ خواهیم دید، ما مجبوریم با واقعیت های جامعه رو در رو شویم .
استفاده از سلبریتی‌ها در فرهنگ، آسیب های زیادی را به دنبال دارد
به نظر من استفاده کردن از سلبریتی‌ها هزینه‌هایی صد چندان دارد، برای حل مشکلات مجبوریم عمل گرا باشیم و از همه امکانات برای فرهنگ سازی و بسیج اجتماعی استفاده کنیم اما من معتقدم ضرر فرهنگ شهرت بیشتر از سود آن است، و در صورت استفاده از آن برای اهداف ذکر شده باید در آینده ضرر های بیشتری متحمل شویم.
آسیب های فرهنگ شهرت باعث شده من در کل با استفاده کردن از آن موافق نباشم.
فعالیت های نیکوکاری سلبریتی‌ها در عرصه جهانی ، سرمایه داری را شیرین تر کرده است، برده بودن افراد را ناشی از نظام نا برابر اجتماعی نمی‌بیند بلکه آن را ستایش می‌کند، ممکن است سلبریتی خوب نیز داشته باشیم اما ما اکثریت جامعه را در نظر میگیریم، تعداد سلبریتی‌های علمی‌بسیار کم است بنابراین زمانی که سلبریتی‌ها کنشگری میکنند آسیب میبینیم ممکن است بههره‌های کمی نیز ببریم اما آسیب آن بیشتر و جبران نا پذیر تر است.
در کشور ما نیز یکی از کارهایی که سلبریتی‌ها انجام دادند جمع آوری کمک های نقدی برای مناطق زلزله زده بود، در برهه زمانی زلزله سر پل ذهاب به دلیل سفر این افراد به کرمانشاه بلیط سفر به کرمانشاه هفت برابر شد، این در حالی است که این افراد فقط یکبار به منطقه سر زدند و هرگز به آنجا باز نگشتند، عده دیگری نیز پول هایی را که برای کمک رسانی به این مناطق جمع آوری کردند، اختلاس کردند، افرادی نیز بوده اند که می خواستند در منطقه خدمت کنند بسیاری از این افراد استعداد خاصی نداشته اند، این افراد از فرهنگ منطقه و امداد رسانی بی اطلاع بوده اند و با کمک های نا بجایشان مسائل فرهنگی غیر قابل جبرانی را در منطقه به وجود آورده اند.
علی دایی در 100 متری مرز عراق خانه‌هایی لوکس ساخته است اما به دلیل بی اطلاعی از بازسازی در روستایی که 29 خانوار ساکن بوده اند 74 واحد ساخته است و این نشان دهنده این است که سلبریتی‌ها به دلیل کمبود اطلاعات در بهترین حالت نیز نمی توانند مفید واقع شوند.
در کشور ما با بحران ناکارآمدی رو به رو هستیم، شعار می دهیم اما کار نمی‌کنیم، در سر پل ذهاب شاهد ناکارآمدی‌های زیادی از جانب دستگاه‌های اجرایی بودیم، برای حل مسائل کشور نخبگان باید صحبت کنند، زیرا مسائل کشور شوخی بردار نیست، سلبریتی‌ها کارهای خیر را فقط برای خودشان انجام میدهند زیرا همواره با دوربین به این کارها می‌پردازند و شهرت این افراد نیز با انجام امور خیر خواهانه افزایش خواهد یافت و از این راه درآمد های زیادی کسب می‌کنند این یک صنعت بسیار قدرتمند است، متاسفانه ما به این نکته کمتر توجه میکنیم.
من فکر میکنم استعداد در آکادمی‌ها یافت می‌شود، درست است که سلبریتی‌هایی همچون مهران مدیری باهوش هستند، بعضی چیزها که به عنوان استعداد می انگاریم استعداد واقعی نیست، همچون بازیگری، همه ما بازیگران خوبی هستیم.
پس از سال 2005 استعداد به یک عامل حاشیه ای تبدیل شده است و صرفا توانایی تحت تاثیر قرار دادن مخاطب است که می تواند برای سلبریتی‌ها فالوئر جمع کند، می‌پذیرم که این افراد سطحی از استعداد را دارند، اما باید روی این افراد سرمایه گذاری انجام شود، تا بتوان به خوبی از آن بهره برد.
در همین پیوند، سید بشیر حسینی عضور هیئت علمی دانشگاه صدا و سیما نیز به ارائه دیدگاه خود پرداخت و گفت: سال ها است با این موضوع درگیرم و یکسالی است که بخشی از مسائل این حوزه را تجربه کرده ام، اکنون فحش دادن به سلبریتی‌ها هم ارازان ترین کار ممکن است و با کلاس ترین کار نیز به حساب می آید، به زعم من صورت مسئله این نیست که ما با وجود داشتن یا نداشتن سلبرتی‌ها موافقت یا مخالفت کنیم و فارغ از خوب یا بد بودن این پدیده باید با آن مواجه شویم.


صورت مسئله امروز ما جایی است که متوجه می‌شویم سلبریتی‌ها سرمایه‌های جامعه هستند و در جامعه تاثیر می‌گذارد اما در جمهوری اسلامی‌گاهی ما با مشکلاتی در این حوزه مواجه می‌شویم، این پدیده نوظهور نیست و فارابی نیز در زمان خود به این پدیده تحت عنوان یکی از ارکان تاثیر گذار بر جامعه یاد کرده است.
شهرت همواره یکی از علایق انسان‌ها بوده است به غیر از کسانی که درکی از ارزشمندی این کالا ندارند یا انسان‌هایی که به ارزش های بزرگتر از شهرت رسیده اند و از این پدیده صرف نظر کرده اند، به دلیل اینکه نتوانسته ایم تا کنون روشی برای مواجهه با این موضوع بیابیم و از آن استفاده کنیم به مزمت آن می‌پردازیم.
سلبریتی‌ها مراجع تقلید دنیای مدرن هستند
سلبریتی‌ها در دنیای کنونی در حوزه هنرمندان و ورزشکاران خلاصه شده اند و متاسفانه ما نتوانسته یم در حوزه‌های علمی سلبریتی‌هایی بسازیم که همچون بیل گیتس و استیو جابز الگوی موفقی برای جامعه باشند، اما ما در حوزه انفعال عمل کرده ایم.
پدیده فالوئر ها و فن پیج ها نیز باید مورد بررسی قرار بگیرد، نیاز ها اتفاقات و اقتضائات اثر گذار جامعه امروز ما تغییر کرده است آنچنان که میبینیم امیر حسین مقصود لو می تواند حتی برای رای آوردن نمایندگان مجلس نیز تاثیر گذار باشد.
مسئله سلبریتی مدرن در مقایسه با نوع سنتی این است که در گذشته افراد به واسطه زحماتی که می‌کشیدند به شهرت می رسیدند اما امروزه با آدم هایی مواجهیم که شغلشان مشهور بودن است و پدیده شهرت برای شهرت را به وجود آورده اند.
در گذشته سلبریتی‌ها فقط از راه رسانه‌های رسمی و بزرگ می توانستند پیام خود را به اجتماع برسانند، اما امروزه حتی کودکان ایسنتاگرامی توانسته اند به راحتی از طریق یک رسانه فردی با بخش زیادی از جامعه ارتباط برقرار کنند.
شهرت یکی از ارکان محبوبیت و مطلوبیت برای همه ما است
شهرت یکی از ارکان محبوبیت و مطلوبیت برای همه ما است، حتی توسعه مفهوم سلبریتی‌ها در کشور ما بسیار ضعیف است و ما نتوانسته ایم از آن به نفع خود استفاده کنیم، این پدیده ریشه تاریخی در وجود همه ما داردو می توان آن را هم از راه حلال و هم غیرحلال به دست آورد، فارابی این تقسیم بندی را انجام داده است، در متون اسلامی در این باره شاخص های ویژه ای عنوان شده است.
سلبریتی ماندن از سلبریتی شدن در دنیای امروزی مهم تر است، ما نتوانستیم ارکان شهرت حلال را یافته و آن را بسازیم، دانشگاه امروزه لوکوموتیو حرکت جامعه نیست و همواره تحلیلی پایینی از داده‌ها و اطلاعات دارد، به نظرم مسئله ما مسئله حسن استفاده از این قابلیتی است که اکنون به عنوان ارکان قدرت همه مردم است.
در گذشته انگاره اینچنینی که سلبریتی‌ها خنگ هستند را داشتم و اکنون این حرف را یک اتهام می دانم که به دلیل جهل ناشی از نا مواجه بودن با سلبریتی‌ها یا غرض های شخصی زده شده است، اتفاقا بسیاری از سلبریتی‌های کشور ما بهره هوشی زیادی دارند زیرا امکان ندارد کسی بهره هوشی مناسبی نداشته باشند و بتوانند اینگونه رسانه‌ها را به دست بگیرند.
متاسفانه برخی از کارشناسان فکر می‌کنند این افراد بی هنر و بی استعداد هستند و هوش ارتباطی این افراد را در نظر نمی‌گیرند، این افراد حتی هوشمندی راه رفتن روی خط قرمز ها را به خوبی می دانند و یکی از هوشمند ترین این افراد در این حوزه پیمان قاسم خانی یا مهران مدیری است، هنگامی‌که این سلبریتی‌ها می توانند در این فضای پیچیده سازمانی رسانه ای کشور ما کار کنند حتما نشان از هوشمندی این افراد است.
در حوزه‌های مردمی نیز سلبریتی ساز شویم
من معتقدم حوزه سلبریتی‌ها باید گسترده شود و علاوه بر حوزه علمی در حوزه‌های مردمی نیز سلبریتی ساز شویم همان کاری که برنامه عصر جدید انجام داد،واقع بینی گاهی اوقات به سمت خوش بینی و یا بد بینی است قابلیت و ظرفیت واقعیت سلبریتی‌ها امروز بیشتر به سمت خوش بینی است.
مدیریت سلبریتی‌ها باید با مشارکت خودشان باشد، ما باید ساختارهای مکملی به معنای خرد نظام های مکمل در نظر بگیریم و با آنها مشارکت داشته باشیم، باید برخی از ساختارهای کشورمان را اصلاح کنیم، هزینه‌ها را شفاف کنیم، اگر هزینه ساخت برنامه‌های تلویزیون شفاف شود، برنامه سازان در فضای شیشه ای قرار می‌گیرند که مردم بر آن نظارت دارند و کیفیت برنامه‌ها بیشتر خواهد و می توان آفات و تبعات استفاده از سلبریتی‌ها را کنترل کرد.
عجیب است که با وجود بد انگاری سلبریتی‌ها در برهه‌های زمانی همچون انتخابات از آنان استفاده می‌کنیم.
همچنین باید پیوند هنرمند، شهروند واندیشمند درست شود و برای سلبریتی‌ها نیز تعیین کنیم در حوزه تخصصی خودشان نظر دهند، و مردم نیز سواد رسانه شان افزایش داده شود تا در صورت مواجهه با چنین پدیده ای آن را محکوم کنند، زمانی که سیاست مداران درست عمل نمی‌کنند سلبریتی‌ها مجبور می‌شوند به حوزه‌های مختلف ورود کنند، باید زیر ساخت ها را فراهم کنیم تا این افراد در جایگاه مناسب اثر گذار باشند و حوزه تخصصی سلبریتی‌ها از حوزه شهروندو اندیشمندی نیز تفکیک شود.
سلبریتی ویترینی است که کارکرد ترویجی دارد
سلبریتی صدای دانشگاهیان را برجسته می‌کنند، اگر شفافیت باشد هزینه دستمزد های سلبریتی‌ها نیز نمی تواند نجومی‌باشد، باید طرح و مسئله را خودمان تعیین کنیم و با استفاده از حضور سلبریتی‌ها آن را برجسته تر کنیم.
مخاطب امروز در کارهای بسیار کم هزینه از سلبریتی‌ها حمایت می‌کند این مسئله زمانی که تهیه کنندگان سینما هنر پیشه‌هایشان را بر مبنای فالوئر های اینستاگرم انتخاب کردند اما فیلم هایشان به فروش نرسید مخاطب امروزی منفعل نیست و نسبت به هزینه‌ها واکنش های متفاوتی دارد، اما در مسائل فانتزیی همچون رای دادن، مخاطب در برابر سلبریتی‌ها منفعل است و از آنان پیروی می‌کنند.
در راه شهرت حلال باید شهید شد، هزینه داد و آزمون و خطا کرد، برای شهرت حلال الگوهای از پیش تعیین شده نداریم اما همین الان آدم هایی در سطوح مختلف داریم، به عنوان مثال برخی از مداحان در سال های اخیر تبدیل به شخصیت های محبوب و معروف شده اند، این افراد سلبریتی‌های این حوزه هستند و نمونه‌های موفق سلبریتیسم به شمار می روند.
در حوزه سینما وهنر جریان توسعه یافته ای وجود دارد که در برابر سلبریتی شدن افراد ارزشی مقاومت می‌کند اما درست همینجا است که باید مقاومت بیشتری داشته باشیم و هنر و سوادی که تصور می‌کنیم سلبریتی‌ها ندارند در افراد دیگری پیدا کنیم افرادی که علاوه بر هنرمند و با سواد بودن با ابزار ارتباطی جامعه کنونی نیز آشنایی کامل داشته باشند.

امتیاز شما

نظر شما
کد بالا را وارد کنید:
نظر های بازدیدکنندگان
دوره دانش افزایی مدیران و اعضای هیأت علمی دانشگاه صدا و سیما در تاریخ 17 بهمن 1398در سالن همایش‌های هتل پارسیای قم برگزار شد.
-1
همایش علمی " رسانه ملی و تبلیغات بازرگانی" 10 تا 12 خردادماه سال 99 در دانشگاه صداوسیما برگزار خواهد شد. مقالات پذیرفته شده در این همایش در پایگاه استنادی علوم ...
-1
گاهی تأثیری که کارهای هنری در ساختن هویت افراد، به خصوص جوانان می‌گذارد از صدها کتاب و دانشگاه بیشتر است. تماشای یک فیلم می تواند فرهنگ یک نسل را عوض کند و این ...
-1
کارگاه جامع فیلمنامه نویسی انیمیشن به همت واحد آموزش های آزاد و مجازی دانشگاه صدا و سیما و با اعطای گواهی پایان دوره مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگ...
-1
موافقت رئیس سازمان صدا و سیما با استخدام دانشجویان ممتاز نوبت دوم
-1